معمولا مردم باید داستان های شان را بازگو کنند تا اهمیت و حوزه کاری همکاری آلمان با افغانستان نشان داده شود.

به عنوان مثال، زنان در مزار شریف، در یک مرکز آموزش نانوایی که به تازگی ساخته شده کار می کنند جایی که خوراکی های خوشمزه ای را می پزند و این هنر را به دیگران هم یاد می دهند. دستور پخت های تازه، روش های جدید و جستجوی فرصت های بازاریابی در برنامه کار این مرکز قرار دارند. به این ترتیب، زنان می توانند به درآمد خانواده های شان کمک کنند و وظیفه ای که دوست دارند را داشته باشند.

یا یک زن پولیس را در نظر بگیرید که می تواند به لطف یک دوره سواد آموزی به انتظارات خود برسد. امروزه او می تواند شکایت ها را ثبت کند، تخطی ها از قانون را مستندسازی کند و آنها را به مراجع مربوطه ارسال نماید. به این ترتیب، وی از زنان به ویژه در راه رسید به حقوق شان حمایت می کند.

این داستان ها به همکاری آلمان با افغانستان وجهه می دهند. ما داستان های گیرایی از فعالیت های همکاری آلمان با افغانستان و تغییراتی که در پی آن در زندگی مردم آمده است، گردآوری کرده ایم. 

فلتر

نتایج 34
«چون در کارآموزی¬ام در حیطه مشابهی کار می‌کردم، آزمون ورودی برای شغل فعلی¬ام نسبتا آسان بود و این کار را بدست آوردم.»
۶ ماه دوره‌ی کارآموزی، وکیلان جوان در افغانستان را برای زندگی کاری آماده می‌کند. برای بسیاری از آنها، دوره کارآموزی پرتابی است بسوی شغلی امیدبخش.
من خودم را بسیار خوشبخت می دانم که از نظر مالی مستقل شده ام و میتوانم در کنار همسرم برای یک زندگی عاری از فقر کار کنم."
طاهره مهدوی (32 ساله) پس از بازگشت به افغانستان از آلمان برای آغاز یک زندگی جدید با کمک برنامه‌ی بازگشت به فرصت های جدید که توسط وزارت همکاری اقتصادی وتوسعه دولت فدرال آلمان (BMZ) اجرا میشود، قبل از راه اندازی تجارت کوچک خود، برای یادگیری چگونگی نگهداری از مرغ ها یک دوره آموزشی را گذراند. به لطف یک...
« روزانه از هر متر مربع تقریبا ۶.۵ کیلووات برق آفتابی تولید میتوانیم. این یک درجه فوق العاده از تولید است.»
انرژی خورشیدی فرصت طلایی برای افغانستان است. هدف آن این است که از انرژی آفتابی برای تهیه انرژی پاک تر و موثرتر استفاده شود و پروژه های آغازین نشان دهنده کارکرد آن است.
«سخت بود باور کنم که روزی می توانم شغل رویایی خود را در اداره دولتی داشته باشم.»
رویاهای ترینا یخدیوال به واقعیت پیوستند. این فارغ التحصیل 26 ساله می گوید: «من همیشه می خواستم در سکتور دولتی کار کنم.» او در دفتر کوچکی در اداره ولایتی بلخ نشسته است و اطراف او میز، کامپیوتر، ماشین حساب و بسته های اسناد دیده می شود.
« من می توانم به داکتران کمک کنم، به ویژه در موارد پیچیده.»
در یک روز آفتابی زمستانی، داکتر محمد طاهر بیرون از شهر و نزدیک پیشاور پاکستان است که تلفنش زنگ می خورد. وقتی این اتفاق می افتد او می داند: زمان بسیار مهم است.
«قبل از نوسازی پارک، این یک جای بدی بود، خصوصا برای جوانان. حالا این ساحه سبز و امن شده است و همچنان فضای تفریحی مناسب برای کودکان است»
ناحیه چهار دِه (یا چهاردهی) کابل از یک منطقه دارای مشکلات به جایی تبدیل می شود که مردم می خواهند در آن زندگی کنند، به کمک پروژه آغاخان اعتماد به فرهنگ (AKTC) که از سوی وزارت خارجه دولت فدرال آلمان به واسطه بانک توسعه ای KfW حمایت مالی گردید. این همکاران یک بسته همه جانبه را برای چهار ده آماده...
«ما افغان‌ها باید امورات خویش را خود در دست گیریم. تنها در این صورت جامعه ما می‌تواند پیشرفت کند.»
ساجیه بهگام در آلمان تحصیل نمود و پس فراغت از دانشگاه، به هدف سهم گیری در توسعه افغانستان، به کشورش برگشت. امروز، وی برای حقوق مساوی زنان مبارزه می کند و بطور مستقیم به رییس دولت مشوره می‌دهد.
این بازار به ایجاد یک تفاهم مشترک کمک نموده در تأمین ثبات در ساحۀ مرزی نقش دارد.
هر روز شنبه حوالی ساعت ۸ صبح بازار تیم در منطقۀ خوروگ تاجکستان به روی تجاران، مشتریان و بازدیدکنندگان هر دو طرف دریای پنج در مرز افغان-تاجیک باز می شود. کالاهای رنگانگ و اقلام مختلف غذای محلی، کتب و مواد آموزشی، وسایل حفظ الصحه و نیز وسایل بازی از جملۀ انواع محصولاتی است که می توان آنهار را در این...
د ښځو وضعیت اسانه نه دی. ډیری یې د دوی حق نه پیژني.
وضعیت برای زنان آسان نیست. بیشتر ایشان از حقوق‌شان آگاه نیستند.
هنگام ملاقات با همکاران در حوزه پولیس، در ولسوالی دهدادی ولایت بلخ درشمال افغانستان، آزاده سپهر متوجه داد و فریادهایی در دهلیز میشود. خانم و آقایی مشغول جر و بحث شدیدی هستند. آزاده ۴۷ ساله به این زوج نزدیک می¬شود و علت را از آنها جویا میشود.
ما اکنون یک خانۀ واقعی داریم که دو اتاق، یک آشپزخانه و یک تشناب دارد.
بی بی وزیر خانمی است که ۲۰ سال قبل آواره شده بود: پنج سال در کشور خودش، بعد ۱۵ سال در پاکستان. وی زندگی خویش را در خیمه ها و کمپ ها بدون یک خانۀ دایمی سپری نمود. سه سال قبل، او تصمیم گرفت که آواره گی دیگر بس است: او با برادرزاده اش به افغانستان برگشت و در ولایت بلخ در منطقۀ «مهاجر» جاگزین شد. بی بی...